«قم رو بیشتر دوست داری یا نیویورک؟» جزو نمونههای سرککشیدن به دنیای مضامینی است که در ادبیات ایران کمتر به آن پرداخته شده است. کتاب همانطور که از عنوان تاحدودی عجیب و البته متفاوتش پیداست روایتهای مختلفی را از مقوله «مهاجرت» به تصویر میکشد و میتوان آن را در زمره آثار ادبیات مهاجرت طبقهبندی کرد. چهارده داستان «قم رو بیشتر دوست داری یا نیویورک؟» ویژگیهای مشترک زیادی دارند. از مهمترین امتیازات داستانهای کتاب وحدت موضوعی آنهاست. داستانها تم، درونمایه و موضوع شبیه به همی دارند و به همین جهت علیرغم عدم پیوستگی روایی میان آنها، نوعی یکدستی و همبافتی مطلوب میان مجموعه این داستانها به چشم میخورد.
«از آباده حرکت کردیم. هنوز شب و هوا بهشدت تاریک بود. چشم، چشم را نمیدید. همه چرت میزدند. تاریکی شب نیز مانع از آن بود که خود را به تماشای مناظر کوه و بیابان و دره و ماهورهای بین راه مشغول بداریم. به عقیده من، بدترین اوقات برای مسافرت در فصلی که هوا سرد و نسیم سرد وزان است، همان ساعات شبانه است، آنهم وقتی آسمان بدون ماهتاب است. ولی چاره چیست، چون در این راه با همه دوری و درازی که دارد، آرامشگاهی وجود ندارد و باید تن به همه این سختیها داد و بهجانب مقصد شتافت»(اخگر 834، 21 فروردین 1312).
«دلیلی برای داشتن منابع نیست؛ مهم دسترسی به آن منابع است.» این یکی از جملات کلیدی رئیس اداره امور کتابخانهها و سالنهای مطالعه سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان است؛ جملهای که لزوم حرکت از تفکر مالکیتی بهسمت تفکر جایگزینی در امر کتاب را نشان میدهد. محور و بستر تحقق چنین هدفی هم ایجاد کتابخانه دیجیتال و کتابخانههای بدون دیوار است. با هدفگذاریهای تازه مدیریت کتابخانههای شهرداری اصفهان میتوان گفت این عرصه در آستانه یک تغییر بزرگ ایستاده است، تغییری که میتواند بهطورکلی رویکرد سنتی به کتاب، کتابداری و امانت کتاب را با تغییر روبهرو کند و عرصه تازهای را در مدیریت و اداره کتابخانهها شکل دهد.
«دلیلی برای داشتن منابع نیست، مهم دسترسی به آن منابع است.» این یکی از جملات کلیدی رئیس اداره امور کتابخانهها و سالنهای مطالعه سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان است؛ جملهای که لزوم حرکت از تفکر مالکیتی به سمت تفکر جایگزینی در امر کتاب را نشان میدهد. محور و بستر تحقق چنین هدفی هم ایجاد کتابخانه دیجیتال و کتابخانههای بدون دیوار است. با هدفگذاریهای تازه مدیریت کتابخانههای شهرداری اصفهان میتوان گفت این عرصه در آستانه یک تغییر بزرگ ایستاده است. تغییری که میتواند به طور کلی رویکرد سنتی به کتاب، کتاب داری و امانت کتاب را با تغییر روبرو کند و عرصه تازهای را در مدیریت و اداره کتابخانهها شکل دهد.
ماه رمضان ارزشها و جذابیتهای مادی و معنوی بسیاری دارد؛ جذابیتهایی چون مبارزه با نفس، همدردی با فقرا، خلوت با خدا و مهمان او شدن، شنیدن ربنای استاد شجریان (که این روزها جای خالیاش بهشدت محسوس است) و اذان مرحوم مؤذنزاده اردبیلی، مزه شیرین زولبیا و بامیه، افطاریدادن و به افطاری دعوتشدن، بیدارشدنهای نیمه شبی، شب زندهداری در شب قدر، انتظار رسیدن عید فطر و دهها لذت و سختی لذت بخش دیگر. از این میان لذتی هست که میتوان آن را پایدارترین و لذتبخشترین بخش این ماه دانست، تلفیق هنر و دین. این زمان وقتی است که شعر فارسی از معنویت و تقدس میگوید، خدمات متقابل اسلام و هنر ایرانی در تجلیگاههای مختلفی چون شعر، معماری، بافندگی، موسیقی و… سبب ترویج دین و زیباییهای آن و همچنین اعتلای هنر شده است.
پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) رتبهبندی و ارزیابی دانشگاههای دولتی تحتنظارت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال ۱۳۹۹-۱۳۹۸ را اعلام کرد که بر اساس این رتبهبندی دانشگاه هنر اصفهان جایگاه اول این دوره از رتبهبندی را در بین دانشگاههای هنر کشور به دست آورد و پس از آن، دانشگاه هنر تهران، دانشگاه هنر اسلامی تبریز و دانشگاه هنر شیراز رتبههای دوم تا چهارم را کسب کردند. در حال حاضر دانشجویان دانشگاه هنر اصفهان در دانشکدههای حفاظت و مرمت، پژوهشهای عالی هنر و کارآفرینی، معماری، طراحی صنعتی و شهرسازی، هنرهای تجسمی، کاربردی و صنایعدستی تحصیل میکنند. به بهانه این موفقیت با دکتر رضا نصراصفهانی، رئیس دانشگاه هنر اصفهان همکلام شدیم تا بیشتر از پارامترهای موفقیت دانشگاه هنر اصفهان در این ارزیابی و هم چنین مسائل و مشکلات این دانشگاه با خبر شویم.
«روز دوشنبه 29 اسفند ساعت پنج و نیم بعدازظهر بود که به اتفاق رفقا از دروازه اصفهان به طرف شیراز حرکت کردیم. ساعت هفت و نیم به شهرضا رسیده پس از نیم ساعتی معطلی دوباره راه افتادیم. اتومبیلهای ما که هر دو بی عیب و چالاک بودند پرده ظلمت شب را دریده و به سرعت باد و برق ما را به طرف مقصد رهسپار میساختند» (اخگر 833، 17 فروردین 1312).
واقعا چرا حالمان خوب نمیشود؟ احتمالا شما هم از خودتان این را پرسیدهاید. چرا همیشه غمی آن عقبها، در کنه وجودمان هست که نمیگذارد خنده یا شادی واقعی داشته باشیم…فوکو میگوید جنون مقولهای اجتماعی و نه صرفا روانپزشکی است. او به فرایند اجتماعی بهوجودآمدن گروههایی مثل بیماران روانی توجه میکند. او جامعهای را نشان میدهد که برای حفاظت از عقل و خرد، گروههایی را که عقل را تضعیف میکنند به حاشیه میراند و طرد میکند…» این بخشهایی از مقدمه شماره دوم مجله تاریخیاجتماعی مدام است که در 342صفحه و در چهار بخش به موضوع بیماری روانی و تاریخ اجتماعی بیمارستان اعصاب و روان در اصفهان میپردازد.
«اصغر فرهادی» این روزها در اسپانیاست. او اینبار جایزه افتخاری بیستمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم لاسپالماس را از آن خود کرد. همان جشنوارهای که در سال 2007، جایزه بهترین فیلم خود را به «چهارشنبهسوری» داده بود. حال آنکه طی این 13 سال، فرهادی، موفقیتهای بینالمللی بسیاری را از آن خود کرده است. آنقدر زیاد که دبیر جشنواره لاسپالماس، حضور فرهادی در جشنواره امسال را مهمترین اتفاق این دوره عنوان کرد و از او به عنوان یکی از بزرگترین سینماگران قرن بیستویکم و هنرمند منحصربهفردی که تاثیرات او در سینما تحسینبرانگیز است، یاد کرد.
ساخت مجسمهها و سردیسهای مــشاهــیــر مــلــی، مذهبی و اسطورهای موضوعی است که در اکثر مواقع حاشیهها و حرفوحدیثهای بسیاری را به همراه داشته است؛ آثاری که قرار است بهعنوان المانهای شهری بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی هر شهری را نمایندگی کنند. فارغ از مشاهیری که سند تصویری معتبری از چهره آنها موجود است و مجسمهساز کار راحتتری برای ساخت اثر دارد، ساخت مجسمه از شخصیتهایی که بهعنوان اسطورههای ملی و مذهبی شناخته میشوند همیشه جای پرسشهای بسیاری بوده است. اینکه مجسمهساز در ساخت مجسمههای مشاهیر اسطورهای و طراحی چهره و آناتومی بدن آنها چه مسیری را طی میکند، به سراغ اسناد و داستانها برای پیداکردن خطوط کاراکتر و منش شخصیتهای اسطورهای میرود و مبنای کار را بر تحقیقات مفصل میگذارد یا نه بر اساس کلیت فهم شده از یک کاراکتر اسطورهای مجال بیشتری به تخیل هنرمندانه و شخصی خودش میدهد؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسشها با سه مجسمهساز بِنام اصفهانی یعنی مرتضی نعمتاللهی، مرتضی بصراوی و محمد فخری گفتوگو کردیم.
همه روابط کاری مربوط به هنرمندان که بار تجاری و مالی دارند لزوما در قالب قراردادهای مکتوب نیستند. روشهای برقراری روابط هنری با توجه به روحیه هنرمندان و اعتماد جاری در مجامع هنری و ماهیت هنر، با قراردادهای تجاری متفاوت است. به همین دلیل در بسیاری از مواقع وقتی در آثار هنری سفارشی صحبت میکنیم ممکن است هنرمندان اصراری به تنظیم قراردادهای کتبی طبق چهارچوبهای حقوقی نداشته باشند.