بر اساس ماده چهارم قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب سال 1348 خورشیدی، حقوق معنوی اثر محدود به زمان و مکان نبوده و قابل واگذاری به غیر نیست. یعنی حقوق مربوط به نام پدیدآورنده قابل انتقال و بخشش نیست و به عبارت خیلی سادهتر: یک پدیدآورنده نمیتواند به کسی اجازه دهد که اثر وی را به نام خودش اکران کند. بر همین اساس، طبیعتا اشخاص دیگر هم نمیتوانند با اجازه یا بدون اجازه پدیدآورنده، خود را مالک اثر وی معرفی کنند. این در باب حقوق معنوی اثر بود.
خط سرخی زین پلنگستان عبورم میدهد وسعت گلگشت آهوها صدایم میزند
بهمن رافعی
تاریخ ادبی به دو صورت وجود دارد: صورت اول و نزدیک آن تاریخ ادبی در «اکنون» است که جاری و ساری است. به حکم این اکنونی و درگذر بودن، رویدادهای ادبی و نیز وجود معاصرِ شاعر و نویسنده، بدیهی و همیشه در دسترس فرض میشود؛ حال آنکه چنین نیست؛ زندگی، سلوک و هنر هر شاعر و نویسنده خوبی، رخدادی نادر و تکرارناپذیر است و ممکن است دیگر تاریخ ادبی در اکنون، دستکم در زمانی کوتاه، بخت دیدار آن شاعر و نویسنده خوب را درنیابد.
جامعهشناسان ادبیات، معمولا آثار و احوال و حیات ادبی یک شاعر را در چارچوب ادبی و اجتماعی و فضای ایدئولوژیک حاکم بر زمانه زیست او بررسی میکنند. جوانی بهمن رافعی نیز مصادف بوده با شور و التهابات سیاسی و اجتماعی دهه ۴۰ و ۵۰ کشور. همان دورهای که اوج شکوفایی و میدانداری ادبیات نوین این دیار، خاصه شعر، بودهاست. زمانی که مدرنیسم ادبی و مدرنیته اجتماعی و فرهنگی، به تغییرات سیاسی، رنگ و آب و شتاب ویژهای بخشیده و متقابلا از آن تأثرات گسترده و عمیقی دریافت کرده بود؛ بهگونهای که چهره هر شاعر و نویسندهای، در موضعگیری و واکنش به آن تحولات ترسیم میشد.
انزوای خودخواسته، خودسازی شاعرانه، اولویتدادن به نفس زندگی و دوری از هیاهوی مرکز از بهمن رافعی چهرهای خاص ساخته است. او در نگاه من نماد سرنوشت ادبیات یکصد سال گذشته اصفهان است. نبود جریان مستمر ادبی و نهاد های ادبی رسمی و تأثیرپذیری ادبیات از رویدادهای سیاسی، همین طور بر دوش ادبیات وظیفههای غیر ادبی گذاشتن، فعالیتهای ادبی را در این شهر به همت افراد وابسته کرد نه نهادها.
اولین دیدار با بهمن رافعی، تیرماه هزار و سیصد وهشتاد بود. من جوان و با انگیزه، او کارکشته و بیدریغ. بهمن رافعی آن روزها در خانه هنرمندان جلسهای برگزار میکرد که حالا با گذشت بیست سال، میتوان گفت تأثیرگذارتر از تمام جلسات در زمان خود و پس از خود در اصفهان بود. بسیاری از شاعران جوان آن سالها و میانسال این روزها، بدهکاران بهمن رافعی و همان جلسه هستند. او تشویق را بلد بود، نظردادن را بلد بود و شنیدن را بهتر از همه میدانست. آن روز، ده روز از آمدنم به اصفهان میگذشت.
بهمن رافعی در سال 1315 هجری شمسی در شهر بروجن یکی از شهرهای استان چهارمحال و بختیاری دیده به جهان میگشاید. بروجن در آن روزگار جمعیت زیادی نداشته است. شهری کوچک و سردسیری و گرفته در میان کوههای سربهفلک کشیده زاگرس. در آن روزها چه در شهر بروجن و چه در سایر شهرهای ایرانزمین، مردم از نعمت تحصیل علم و سوادآموزی همگانی بیبهره بوده و اکثر مردم حتی سواد خواندن و نوشتن را نداشتند؛ اما شرایط برای بهمن رافعی متفاوت بوده است. مادرش باسواد بوده و علاوه بر این، مادربزرگش نیز سواد داشته و نکتهدان بوده و بزرگشدن بهمن رافعی در خانوادهای این چنین او را وارد دنیایی متفاوت از سایر همنسلانش میکند.
آیین رونمایی از مجموعه شعر «در امتداد فاصلهها» تازهترین مجموعه شعر بهمن رافعی بروجنی در صفحه اینستاگرام ابراهیم اسماعیلی اراضی شاعر و پژوهشگر ادبیات و با حضور جمعی از شاعران و صاحبنظران شعر و ادبی برگزار شد. در این برنامه، ابراهیم اراضی علاوه بر صحبت با استاد بهمن رافعی با تنی چند از شاعران و پژوهشگران ادبیات گفتوگو کرد و هرکدام از جنبهای به اهمیت انتشار مجموعه اشعار بهمن رافعی اشاره کردند. محمد علی بهمنی، محمد مستقیمی، سعید بیابانکی، مهدی ملکی دولتآبادی، حسین صادقی پناه، سید مهرداد افضلی، سید مهدی موسوی، غلامرضا طریقی، کبری موسوی و پانته آ صفایی در این برنامه صحبت و شعرخوانی کردند.
انتخاب «مامان» به عنوان کلمهای صمیمانهتر و عامیانهتر به جای «مادر» که پژواکی رسمی دارد نشانه خوبی برای ورود به فیلم آرش انیسی است و ظرافت انتخاب نویسنده برای فهم فیلم از دریچه عنوان آن را نشان میدهد.مامان بیش از هر چیز تلاش میکند تصویری غیرتکراری و به دور از تحمیل رفتارهای کلیشههای مادرانه به کاراکتر، به جنبههای متضاد شخصیت هم بپردازد. در واقع به مادر فیلم در اولین مرحله به عنوان یک انسان با نقاط ضعفش نگاه کند.
جشنواره سیونهم فیلم فجر در مواجهه بیم و امیدهای برگزاری و تعلیق، رونمایی شد و با حجم قابل توجهی از مخالفتها به مرحله برگزاری رسید و با حاشیههای فراوان به کار خود پایان داد. اغراق نیست اگر ادعا کنیم اتفاقهایی که در این دوره از جشنواره رقم خورد تاکنون در هیچ دورهای مشاهده نشده بود. اتفاقهایی که اگر مدیران جشنواره، نسبت به وقوع آنها ایمان داشتند، شاید عطای برگزاری بزرگترین رخداد سینمایی ایران را به لقایش میبخشیدند.جشنواره فجر امسال با محدودیتهایی که در بخش سودای سیمرغ داشت، تقریبا به روال سال گذشته برگزار شد.
داستان سرقت سریالی مجسمهها یا بخشی از آنها در اصفهان همچنان ادامه دارد و تقریباً بهطور مداوم با خبر دزدی از این آثار نفیس شهری مواجه هستیم. ربودن قسمتهایی از مجسمه «یادمان شبستان» که یکی از مجسمههای شهری نفیس اصفهان در خیابان استانداری است تازهترین خبری است که در ادامه سرقت از مجسمههای اصفهان نشر شده است. قدرت اله عاقلی خالق این مجسمه در واکنش به این اتفاق در گفتگو با روزنامه اصفهان زیبا میگوید: این مجسمهها طلا و جواهرات یک شهر و بهعبارتدیگر سرمایهها و ارزشافزوده آن است؛ مثلاً همین اثری که من در سال 81 با 12 میلیون برای اصفهان ساختم در حال حاضر با 400 میلیون هم ساخته نمیشود.