اصفهان؛ هفته گذشته میزبان معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران بود. سفری یک روزه که در دومین روز از هفته دولت و با اهداف و برنامههای مشخصی صورت گرفت.
یک پرواز؛ دو سرنوشت! «دو» تا میآیند و «یکی» میرود. پدر و مادر از «حج» و حامد شاید به «کربلا»…! این حکایتِ این روزهای خانهای در دلِ یکی از خیابانهای اصفهان است.
به وقت تقویم ما، دو روز از اربعین سال صفرچهار، گذشت. اربعین، ما را میرساند به قصههای مشایه. به جستجو برای رسیدن به کربلا، به کمال، به اینکه باید راه را تا انتها رفت، به اینکه در سمت درست ایستادهایم، به همقدم شدن برای رسیدن به یک هدف واحد، برای رسیدن به نور به حسین علیهالسلام.
فیلم را توی گوشی باز میکنم! صدای مملو از خوشحالی بچهها توی هم پیچیده است…! «ده»، «نه»، «هشت»، «هفت»….، به «یک» که میرسند، یکی آن دور و بر، توی آن شلوغی میزند سرشانه فاطمه و یادش میآورد که: «آرزو، آروز، آرزو کن فاطمه…» و به اندازه یک چشم برهم زدن، فاطمه آرزوهایش را توی دلش ردیف و شمع تولد سیزده سالگیاش را فوت میکند.
نقطه آشناییام با «رضا معراج» در اینستاگرام است و دلیلش عکسهایی که هر روز رگباری توی صفحهاش استوری میکند و بر روی هرکدام از آنها چندخطی مینویسد.
از همان روزی که در مسجد محله، غنچههای یاس را توی کفش همسرش گذاشت تا شبی که با پهپاد دشمن، پیکرش را تکه تکه کردند – محمود محسنی همیشه یک چیز را تقسیم میکرد: عشق. عشق به دخترانی که برایشان هندوانه را به شکل ماهی میبرید، عشق به همسری که با او سحریهای شب قدر را میچید.
«آنها با قدوقوارههای کوچکشان التماس میکردند و ما انگشتبهدهان، فقط نگاهشان میکردیم. آنها التماس میکردند که بگذارید ما برویم از اسلام دفاع کنیم و ما…»؛ این بخشی از گفتههای مردی است که روزی در قامت مربی، به نیروهای داوطلب اعزام به جبهه آموزش نظامی میداده است.
دوم مرداد، شصت و ششمین سالروز زمینی شدن یک مرد آسمانی بود. دقایقی قبل از مغرب با قرائت زیارت عاشورا برنامه شروع و رزق کوتاه اما پر فیض روضه هم چاشنی کار شد.
از همان کودکی معجزهها دنبالش میکردند؛ از شفای معجزهآسا در مسجد تا خوابهای نورانی. مردی که آشپزی را نه در دیگها، که در دلها یاد گرفته بود. داستانِ این خانه، داستان مردی است که نامش «ابوالفضل» بود و زندگیاش پر از فروتنی، محبت، ایمان و لبخندهایی که حتی در ۱۰ دقیقهی آخر زندگیاش هم ثبت شدند.
ریاست جمهور محترم جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای دکتر پزشکیان سلام علیکم؛ لطفا از رئیس جمهور مصر و از ظرفیت سازمان ملل و شورای امنیت نامحترم همین امروز بخواهید هرطورشده است مرز مشترک با غزه را برای رساندن آب و غذا و دارو باز کنند
این روزها همه جا پر شده از نام «غزه»…! فرقی ندارد در اینستاگرام و توییتر پرسه بزنی یا بیرون آن تا شاهد جنایت دیگری از حقارتی به نام اسرائیل باشی. این روزها موضوع غزه، موضوعی فراتر از یک جنگ صرفا نظامی شده است.
«مینا معینی»؛ معلم شهید مجتبی شریفی است؛ آموزگار پایه سوم که سال گذشته به صورت رسمی وارد حرفه معلمی و آموزش و پرورش شده است و البته آنطور که میگوید سالها به صورت جهادی، تجربه کار معلمی را دارد.