واکاوی و بررسی جایگاه محیط‌زیست در اسلام:

گفتمان دینی در رفع معضلات محیط‌زیستی

ازنظر اسلام آنچه در آسمان زمین و بین آن‌هاست، چه موجودات جاندار و چه موجودات بی‌جان، همه اجزای طبیعت محسوب می‌شوند و قابل‌احترام و درحال تسبیح خداوند هستند؛ بنابراین بدیهی‌ترین وظیفه انسان آن است که عامل تخریب و تباهی طبیعت و عناصر موجود در آن نباشد.

تاریخ انتشار: 11:16 - یکشنبه 1402/09/19
مدت زمان مطالعه: 8 دقیقه
گفتمان دینی در رفع معضلات محیط‌زیستی

به گزارش اصفهان زیبا؛ اکنون که دیو خودساخته دود، پیوسته در این دیار جولان می‌دهد و علی‌رغم تصور سعدی، ادیب ارجمند ایرانی، نفس‌ها که فرو می‌روند، نه ممد حیات که مضر حیات و چون بر می‌آیند، نه مفرح ذات که مکدر آن هستند، بشر با تمام وجود حس کرد که با طبیعت رفتاری دوستانه و روامدارانه نداشته و تعامل او با محیط‌زیست، صرفا بر مبنای بهره‌مندی یک‌سویه بوده است.

انسان برای استمرار حیات این دوست دیرینه و مام بی‌بدیل گامی برنداشت و آن‌چنان سرگرم مسابقه پیشرفت تکنولوژی و مدرنیته شد که هیچ گریزی به جز غارت نامحدود طبیعت در پیش روی خود ندید.

نتیجه این تدبیر نامعقول انسان، به‌هم ریختن نظام کارآمد، پیچیده و منحصربه‌فرد آفرینش شد و این‌چنین رودها، دریاچه‌ها، مرغزارها و… نابود شد.

بااین‌وجود، جای بسی خرسندی است که در این دیار فرهنگ و آیینی اصیل ریشه دوانده و آموزه‌های دینی بر محور مدارا با طبیعت شکل گرفته است. علاج ناله‌های طبیعت و محیط‌زیست رجوع به این آموزه‌های آیینی و دینی مترقی است. باید برای مام طبیعت کاری کرد …

علم‌گرایی، جدایی انسان از طبیعت و تسلط او بر آن و همچنین نحوه ارزش‌گذاری، آن‌گونه که در دنیای معاصر رواج دارد، سبب شد تا انسانی مدرن، اصالت را به ماده دهد و رفاه و امرارمعاش را به‌عنوان هدف غایی حیات بشناسد.

تأثیر این تفکرات بود که باعث شکل‌گیری سیاست‌های کلی امروزی بر محور انسان شود. اندیشه مرکزیت انسان به‌عنوان تنها موجود خلاق، هوشیار و تولیدکننده در نظام طبیعت، حقی را در ذهن او ایجاد کرد که تنها به خود بیندیشد و همه منابع طبیعی را در خدمت اهداف خود قرار دهد.

با قرار گرفتن انسان در مرکز سیاست‌های محیطی، ارزش محیط‌زیست و طبیعت در حد یک ابزار تنزل یافت که پیامد این تفکر، عدم احساس مسئولیت بشر نسبت به حفظ ارزش‌های ذاتی طبیعت بود.

جایگاه محیط‌زیست در اسلام

در دین مبین اسلام به‌عنوان یک دین جامع و کامل، میان انسان و محیط‌زیست رابطه‌ای ریشه‌دار و دیرینه وجود دارد.

«محیط» یکی از اسماء خداوند است و رجوع به آیاتی که مشتمل بر این واژه هستند نشان می‌دهد که خداوند محیط بر همه اشیا و امور است؛ اما متأسفانه انسان از این امر آگاه نیست یا بدان توجه ندارد؛ چراکه بحران و تباهی محیط‌زیست از آنجا ناشی می‌شود که آدمی از قداست محیطی که در آن زندگی می‌کند، غفلت ورزد.

از دیدگاه بشر امروزی محیط‌زیست او جدا و حتی مستقل از محیط الهی انگاشته شده است؛ اما در تعالیم والای اسلامی که بیانگر سیر تکاملی عالم وجود و ازجمله انسان و طبیعت بوده، مباحث مربوط به محیط‌زیست و ازجمله نحوه استفاده از منابع، نحوه ارتباط انسان با طبیعت و از همه مهم‌تر نحوه نگرش انسان به خویشتن و به عالم وجود و ارتباط بین آن‌ها به‌طور مفصل بیان شده است.

فراوانی عبارات مرتبط با محیط‌زیست در قرآن و نام‌گذاری سوره‌های متعددی از آن به نام برخی از عناصر طبیعی، همگی حاکی از توجه خاص اسلام به محیط‌زیست است.

ازنظر اسلام آنچه در آسمان زمین و بین آن‌هاست، چه موجودات جاندار و چه موجودات بی‌جان، همه اجزای طبیعت محسوب می‌شوند و قابل‌احترام و درحال تسبیح خداوند هستند؛ بنابراین بدیهی‌ترین وظیفه انسان آن است که عامل تخریب و تباهی طبیعت و عناصر موجود در آن نباشد.

تعامل انسان دین‌مدار با طبیعت

هرچند بنابر مضامین برخی از آیات قرآن رابطه بین انسان و طبیعت، رابطه‌ای تسخیری است و تمام طبیعت در اختیار انسان قرار گرفته و مسخر او شده، اما بهره‌مندی بشر از طبیعت باید معقول و منطقی باشدو سبب اتلاف و نابودی محیط‌زیست نشود.

انسان کریم که صاحب‌مقام خلافت الهی است، زیبایی‌ها جمال و جلال الهی را در طبیعت محافظت کرده و با نگرش الهی نسبت به آن از طبیعت بهره می‌گیرد و بر آبادانی، احیا و سالم‌سازی آن متعهد است.

بنابراین حفظ محیط‌زیست در نظر انسان دین‌مدار پیش از آنکه پدیده‌ای علمی، تجربی و طبیعی باشد از خاستگاه اخلاق و انسانیت جوانه می‌زند و چون دین، عهده‌دار شئون مختلف وجودی انسان است، آموزه‌هایی برای حفظ و حراست از محیط پیرامونی انسان ارائه کرده است.

در بسیاری از آیات قرآن مجید انسان به تدبر و تفکر در مظاهر طبیعی محیط اطراف خود دعوت شده است. مثلا در آیه ۲۰ سوره عنکبوت چنین ذکر شده است: «بگو در زمین سیر نمایید و بنگرید که خلقت چگونه شکل گرفته است.»

هوای پاک حق مسلم مخلوقات

‌بهره‌مندی از هوا به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر محیط‌زیست که حیات همه موجودات زنده بدان وابسته است، یکی از ابتدایی‌ترین حقوق مسلم انسان‌هاست.

خداوند در آیه ۱۶۴ سوره بقره می‌فرماید: «در تغییر مسیر بادها و ابرهایی که بین زمین و آسمان مسخرند، نشانه‌هایی برای اندیشمندان وجود دارد.» همچنین در آیه ۵۷ سوره اعراف قرآن چنین بیان کرده است: «او کسی است که بادها را بشارت‌دهنده، پیشاپیش رحمتش می‌فرستد.»

لذا در کتب فقهی اسلامی نیز آلوده کردن هوای پاک توسط هر انسان یا نهادی ازنظر شرعی حرام و موجب ضمان دانسته شده و همه افراد و تمام بخش‌های نظام اسلامی وظیفه دارند در حفظ و حراست از هوای پاک و جلوگیری از آلوده‌شدن آن کوشا بوده تا این نعمت الهی برای مردم و نسل‌های آینده پاک بماند.

بر این اساس و به‌عنوان نمونه، می‌توان به استفتایی از رهبر معظم انقلاب درباره حکم استفاده از خودروهایی که به هر دلیل، آلایندگی بیش‌ازحد مجاز داشته، اشاره کرد که ایشان در پاسخ چنین فرمودند: «به‌طورکلی، آلوده کردن این هوا که خداوند آن را برای تنفس افراد، گیاهان و حیوانات قرار داده، کار شایسته‌ای نیست و ازنظر شرعی نیز اگر واقعا آلایندگی خودرویی بیش‌ازحد مجاز باشد، استفاده از آن اشکال دارد.»

همچنین ایشان استفاده نکردن مراکز تولیدی دارای آلایندگی از فیلترهای تصفیه هوا را جایز ندانسته‌اند.

تفاوت نگرش اسلام و غرب به رابطه انسان و طبیعت

در آیه ۲۹ سوره بقره خداوند چنین فرموده است: «او آفریننده‌ای است که همه آنچه در زمین است را برای شما آفرید». همچنین در آیه دهم سوره اعراف نیز می‌فرماید: «شما را از امکانات زمین بهره‌مند ساختیم و وسایل معیشت شما را در آن فراهم کردیم.»

بر اساس این آیات، خداوند طبیعت و عناصر آن را مسخر انسان قرار داده و به خدمت او درآورده تا اشرف مخلوقات بتواند از همه آن‌ها در مسیر تکامل و سعادتمندی خویش بهره گیرد.

قرآن در آیه ۳۳ سوره ابراهیم صراحتا به این موضوع اشاره می‌کند: «خداوند خورشید و ماه را مسخر شما ساخت». همچنین در آیه ۱۲ سوره نحل نیز شب و روز مسخر آدمی برشمرده شده‌اند.

اگرچه در اسلام انسان بر بسیاری موجودات کرامت داده‌شده و عالم مسخر او قرار داده شده، اما او نیز در قبال دیگر موجودات و طبیعت وظایفی برعهده دارد. در دیدگاه اسلام رابطه انسان با محیط‌زیست متفاوت با دیدگاه غرب و مدرنیته است.

با مروری بر تعالیم اسلام با توجه به موضوعاتی از قبیل شناخت نظام طبیعت، اصلاح و آبادی آگاهانه زمین که در آن نقش و وظیفه خطیر انسان درجهت ارتقا و کمال‌بخشی به محیط مشخص شده، می‌توان به نسخه‌ای منحصربه‌فرد از پایداری آفرینش رسید که راهگشایی جهت تدوین سیاست کلی حاکم بر جامعه اسلامی است.

انسان در این جامعه، انسانی فارغ از مسئولیت نیست. او در عین دارا بودن مقام خلیفه الهی، می‌بایست بار امانت الهی را که پذیرفته بر دوش کشد.

این درحالی است که در تفکر انسان‌محوری معاصر، آدمی صرفا جایگزین خداوند در زمین قلمداد شده، اما واژه خلافت خداوندی که برای انسان مقرر شده، ایجاب می‌کند تا خلیفه، اعمال و رفتار خویش را به صفات فعل الهی متصف گرداند که درغیراین‌صورت، شرط امانت و خلافت را به‌جا نیاورده است؛ لذا در قرآن کریم خداوند همان‌گونه که حق استفاده از محیط‌زیست و طبیعت را برای انسان قائل گردیده، مسئولیت عمران و آبادی زمین هم بر عهده او گذاشته است.

خداوند در آیه ۶۱ سوره هود فرمود: «خداوند شما را از زمین پدید آورد و آبادی آن را به شما واگذاشت». بنا به مفاد این آیه، تخریب محیط‌زیست و نابودی طبیعت خلاف مسیر عمران و آبادی زمین است و باید از آن ممانعت شود.

نقش اسراف و تبذیر در تخریب محیط‌زیست

انسان به‌عنوان عالم صغیر، هم به‌لحاظ جسمی و هم به‌لحاظ روحی، پاره‌ای از عالم کبیر است و درنتیجه هماهنگی فعالیت‌های او با نظام حاکم بر طبیعت، عاملی اساسی در راه بهتر زیستن او بوده و او را از تخریب و فساد در طبیعت باز خواهد داشت.

چنین تفکری درپی سلطه جنون‌آمیز و مخرب بر طبیعت نیست، بلکه برعکس، توصیه‌کننده و مشوق بهره‌گیری مناسب و متعادل از طبیعت است. از این‌روست که در اسلام به‌شدت به اجتناب از اسراف و تبذیر فرمان داده شد و به میانه‌روی و اعتدال دعوت شده‌است.

رسول خدا (ص) نیز به مجاهدین اسلام سفارش و تأکید می‌کرد که از قطع کردن درختان و سوزاندن مزارع شدیدا دوری کنند؛ بر همین اساس فقهای شیعه قطع درختان و تخریب مزارع حتی در سرزمین دشمن را نیز جایز ندانسته و آن را مکروه و ناپسند شمرده‌اند؛ چراکه اسراف و تبذیر تنها در استفاده بیش‌ازحد نیاز و تباه کردن منابع منحصر نمی‌شود، بلکه عدم استفاده صحیح و بهینه از منابع و مواد اولیه و حتی عدم روند تکاملی در مصرف مواد را نیز شامل می‌شود.

درواقع اختلال و تغییر روند عادی طبیعت، حاصل و نتیجه عملکرد انسان و تصرفات افراطی اوست و کاستی‌ها و نابسامانی‌های موجود در عرصه طبیعت نیز ناشی از بهره‌وری نادرست از محیط‌زیست است؛ زیرا به استناد آیات قرآن در عالم هستی که براساس نظم و هماهنگی و بر پایه عدل استوار است، همه‌چیز به‌قدر نیاز و به‌اندازه آفریده‌شده است (حجر، ۲۱).

از مفاد این آیات چنین برمی‌آید که استفاده و بهره‌وری انسان از منابع و منافع زمین حق همگانی است که باید همه انسان‌ها و در همه زمان‌ها از آن بهره‌مند شوند.

قرآن در آیه ۱۰ سوره الرحمن نیز زمین و محیط‌زیست آن را حق همگانی برای انسان‌ها دانسته و چنین می‌فرماید: «خداوند زمین را برای همگان قرار داد». بدیهی است که استیفای این حق باید به گونه‌ای باشد که استفاده و بهره‌وری از آن برای نسل حاضر و نسل‌های آینده محفوظ بماند.

مفهوم تعبیر «فساد در زمین» در آیات الهی

در آیات متعدد قرآن کریم کلمه «صلاح» در مقابل واژه «فساد» استفاده شده و همواره از مسلمانان خواسته شده که رفتارهای سازنده و اصلاحگر داشته باشند.

همان‌گونه که قبلا نیز ذکر شد، خداوند در آیه ۵۶ سوره اعراف چنین فرموده است: «و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید.» قطعا یکی از رفتارهای اصلاح‌گرانه در زمین، حفظ و حراست از طبیعت و محیط‌زیست است.

البته واژه «فساد»، مفهومی بسیار گسترده دارد و شامل هرگونه نابسامانی، ویرانگری انحراف و ظلم می‌شود. چنانچه فساد به مفهوم هرگونه تخریب و ویرانگری در نظام آفرینش قلمداد شود، یکی از مصادیق مهم آن برهم‌زدن نظم موجود در هستی بوده که با تعالیم متعالی اسلام در تضاد بوده و مسلمانان در عین استفاده و بهره‌وری از طبیعت از انجام هرگونه رفتار غیراصولی و فسادگر در این مورد نهی شده‌اند.

جایگاه محیط‌زیست در احادیث

با مراجعه به سنت پیامبر و ائمه معصومین (ع)، رویکرد حمایتی ایشان از طبیعت را در قول، فعل و تقریر ایشان می‌توان دریافت کرد. به‌عنوان نمونه‌ای از این سیره مترقی، می‌توان به آموزه‌های حضرات معصومین در موضوع رعایت حقوق حیوانات که جزو مهمی از طبیعت و محیط‌زیست محسوب شده، اشاره کرد.

درحالی‌که نخستین جمعیت حمایت از حقوق حیوانات در سال ۱۸۲۴ میلادی در انگلستان تأسیس شد، اسلام، ۱۲۰۰ سال قبل از غربی‌ها، حمایت از حقوق حیوانات را در متن فرامین خود قرار داد و قوانینی حقوقی نیز برای آن تنظیم کرد که براساس آن، کسی که این حقوق را رعایت کند، ثواب و فردی که از انجام آن سرباز زند، کیفر این‌جهانی و آن‌جهانی را تجربه خواهد کرد.

بر این اساس پیامبر مهربانی‌ها در احادیث متعددی به رعایت حقوق حیوانات و گیاهان به‌عنوان اجزای مهمی از طبیعت توصیه کرده‌اند.

پیامبر (ص) مردمان را از کشتن مورچه، زنبور عسل و شانه‌به‌سر بازمی‌داشت و در مورد رعایت حقوق چهارپایان چنین می‌فرمود: «هنگامی‌که از چهارپا فرود آیید، ابتدا او را علف بدهید؛ اگر از آبی می‌گذرید، آب را بر او عرضه کنید؛ بر صورتش نزنید، چراکه او هم خدایش را به پاکی یاد می‌کند؛ جز در راه خدا، وقتی حیوان متوقف است، بر پشتش ننشینید؛ بیش‌از توانش بر او بار ننهید و بیش‌از قدرتش، او را ندوانید».

حضرت محمد (ص) درباره رعایت حقوق گیاهان نیز توصیه‌های بسیار مترقی داشتند. از آن جمله ایشان پس‌از کشاورزی و دامداری، نخلداری را بهترین ثروت می‌دانستند.

پیامبر در حدیثی دیگر می‌فرمایند: «اگر قیامت در حال برپا شدن است و در دست یکی از شما نهالی است، اگر فرصت کاشتن آن را دارید، باید آن را بکارید.»

ایشان در روایاتی از قطع درختان و نابودی مزارع و گیاهان و آتش زدن آن‌ها نهی فرموده و بریدن و نابود کردن درختان را عامل کاهش عمر معرفی کرده‌اند.

همچنین در فرمایشی بیان کرده‌اند: «هیچ مسلمانی درختی نمی‌کارد که انسان چهارپا یا پرنده‌ای از آن بخورند، جز آن‌که برایش در روز رستاخیز صدقه محسوب می‌شود».

امام علی علیه‌السلام نیز آزار نرساندن، احترام سالمندان، صله‌رحم و دوری از بریدن درختان مگر در حالت ضرورت را موجب افزایش عمر انسان دانسته‌اند.

همچنین ایشان در مواضع مختلف کتاب نهج‌البلاغه بارها به عناصر موجود در طبیعت ازجمله آب باران، آسمان، ابر، کوه، پرندگانی همچون طاووس و … اشاره کرده و درباره آن‌ها به ایراد سخن یا خطبه پرداخته‌اند.

کلینی، محدث بزرگ شیعه در «اصول کافی» روایتی از امام صادق(ع) را چنین نقل کرده است: «درختان میوه‌دار را قطع نکنید که در این صورت عذاب خدا بر شما نازل می‌شود.»

برچسب‌های خبر
اخبار مرتبط
دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری اصفهان زیبا منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

سه × دو =