در دنیایی که فناوری با سرعتی سرسامآور پیش میرود، گاهی یک جرقه کوچک در ذهن یک نوجوان میتواند به آتشی فروزان برای کشف ناشناختهها تبدیل شود.
در دل محله شفق، جایی که آسمان را با بلندای برجها گره زدهاند و همسایهها از پشت پنجرهها به هم سلام میکنند، مسجد امام علی(ع) سالها بود که با خلائی آشنا نفس میکشید.
بلوار شفق، یکی از محلههای نسبتاً جدید و درعینحال پرجمعیت اصفهان، این روزها شاهد تحرکی فرهنگی است که ریشه در یک ساختمان کوچک اما پرانگیزه دارد.
در گوشهای از جنوب غربیترین نقطه اصفهان، محلهای به نام «شفق» قرار دارد که روزگاری نه مسجدی در آن بود و نه صدای پای یک برنامه فرهنگی به گوش میرسید.
نزدیک به ۸۰۰ هزار فارغالتحصیل دانشگاهی در ایران بیکارند. ۴۳درصد از کل بیکاران کشور را تحصیلکردگان تشکیل میدهند.
در گوشــهای از خــیابــان امــام خمینـــی(ه)، کوچهپسکوچههای محله لیمجیر، صدای خنده کودکانی که با سفال بازی میکنند، با نفسهای عمیق بانوانی که در کلاس یوگا تمرین میکنند، در هم میآمیزد.
در غرب اصفهان، در منطقه ۱۱ شهرداری، محلهای هست به نام لیمجیر؛ محلهای که اگر از کوچههایش بگذری، انگار در حال تماشای فیلمی هستی که همزمان دو روایت را پیش میبرد؛ روایت کهنهای که هنوز نفس میکشد و روایت تازهای که بهزور خود را لابهلای کالبدی قدیمی جا میکند.
پایگاه بسیج برادران محله لیمجیر با نام «خیبر» به فرماندهی مهدی عزیزیان، نزدیک به یک دهه است که کانون فعالیتهای جهادی، فرهنگی و امنیتی در این منطقه به شمار میرود.
حصه برای خیلیها فقط نام یک محله در حاشیه اصفهان است؛ جایی که معمولا در خبرها از اعتیاد، کارتنخوابی و نبود امنیت میخوانیم؛ اما آنچه در دل این محله میگذرد، زخمی عمیقتر و پنهانتر دارد.
در بعضی محلهها، مسجد فقط محل اقامه نماز نیست؛ جایی است که زندگی در آن جریان دارد، آدمها در آن به هم میرسند، برای روزهای سخت چاره میکنند و برای مناسبتهای مذهبی و اجتماعی، کنار هم میایستند.
در دل محله عسکریه اصفهان، مسجد الغفور سالهاست فراتر از یک مسجد عمل میکند؛ مکانی که علاوه بر اقامه نماز، به پایگاهی برای فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و جهادی تبدیل شده است.
با آغاز ثبتنام ترم تابستان در دانشگاهها، بسیاری از دانشجویان امیدوارند بتوانند بخشی از دروس باقیمانده خود را بگذرانند و مسیر فارغالتحصیلی را کوتاهتر کنند.